فرسودگی شغلی به وضعیتی اشاره دارد که در آن کسی که سخت و با اشتیاق کار می‌کرده، ناگهان انگیزه خود را برای کار از دست می‌دهد.

بیش از ۵۰ سال است که فرسودگی شغلی علامتی در نظر گرفته می‌شود که بزرگسالانِ شاغل باید نسبت به آن محتاط باشند.

در گذشته تصور می‌شد افرادی که در حرفه‌هایی مانند پزشکی، پرستاری، رواندرمانی و خدمات درمانی که ارتباط مستقیم با مُراجعان‌ و افراد آسیب پذیر دارند، بیشتر مستعد فرسودگی شغلی هستند، اما اخیراً به نظر می‌رسد که انسانها در هر حرفه‌ای در معرض خطر تجربه علائم فرسودگی شغلی هستند.
فرسودگی شغلی، به ویژه در میان کسانی که در خدمات بین فردی مانند مراقبت‌های بهداشتی، رفاهی و آموزشی کار می‌کنند، وضعیتی است که با خستگی جسمی و روانی و از دست دادن انگیزه و اشتیاق به دلیل استرس طولانی مدت و بیش از حد و فشار کاری مشخص می‌شود.
این اصطلاح توسط روانشناس آمریکایی هربرت فرویدنبرگر در دهه 1970 ابداع شد. در حالی که سازمان بهداشت جهانی (WHO) آن را به عنوان یک مشکل سلامتی ناشی از استرس شغلی تلقی می‌کند، اصطلاح پزشکی رسمی (سندرم فرسودگی شغلی) در ICD-11 یا DSM-5 وجود ندارد.

علائم کلیدی شامل خستگی عاطفی، بی حوصلگی، مسخ شخصیت و کاهش حس موفقیت شخصی است که همگی بر عملکرد کاری تأثیر منفی می‌گذارند. فرسودگی شغلی را می‌توان از طریق مدیریت استرس و بهبود محیط کار پیشگیری و برطرف کرد.

اصطلاح «سندرم فرسودگی شغلی» که از آن نام برده می شود، یک تشخیص رسمی روانشناختی یا سلامت روان (مانند افسردگی، اختلال سازگاری یا اختلال پانیک) نیست.

از نظر روانشناختی، موارد زیر قابل ذکر است:

سندرم فرسودگی شغلی (burn-out) در مقاله سازمان بهداشت جهانی به عنوان (پدیده‌ای ناشی از مدیریت ناکافی استرس مزمن مرتبط با کار) تعریف شده است، به ویژه در زمینه فعالیت‌های شغلی و به عنوان (پدیده‌ای مرتبط با اشتغال یا بیکاری) به جای (بیماری) طبقه‌بندی می‌شود.

بنابراین، طبق طبقه‌بندی روانپزشکی و راهنماهای تشخیصی فعلی، درمان سندرم فرسودگی شغلی به همان روشی که نام یک بیماری با کد تشخیصی واضح، مانند «بیماری خاص» یا «اختلالالات مختلف روانی» در نظر گرفته می‌شود، مناسب تلقی نمی‌شود.

با این حال، از دیدگاه روانشناختی و عملی، در بسیاری از محیط‌های پزشکی، بهداشت صنعتی و سلامت روان، به عنوان پدیده‌ای که نشان‌دهنده خستگی عاطفی، احساس دوری از کار و کاهش خودکارآمدی ناشی از ساعات کاری طولانی، مسئولیت‌های بیش از حد، سر و کار داشتن با همکاران ناسازگار، بارِ کاری سنگین، حضور مراجعان با مسائل پیچیده یا بحران‌های مکرر، کمبود حمایت حرفه‌ای، سرپرستی ناکافی، نبود فضای باز برای بازخورد، فشارهای سازمانی، زمانبندی فشرده، مستندسازی زیاد، کار اداری فراوان
، تعارض ارزش‌ها یا مسئولیت‌های اخلاقی و استرس مزمن است، توجه را به خود جلب می‌کند.

همانطور که گفته شد: «سندرم فرسودگی شغلی» یک اصطلاح تشخیصی واضح نیست، اما تحقیقات در مورد استرس شغلی و فرسودگی شغلی در سال‌های اخیر پیشرفت کرده و مشخص شده است که تأثیر گسترده‌ای بر سلامت روان و جسم دارد.
به عنوان مثال، علائم گزارش شده شامل خستگی، بی‌حالی، تحریک پذیری و عصبانیت، کاهش تمرکز و ناراحتی جسمی (سردرد، اختلالات خواب و علائم گوارشی) است.
به طور خاص، در مشاغلی که شامل «مراقبت از افراد» می‌شوند، مانند پزشکان، پرستاران، روانشناسان، معلمان و مراقبان، استرس و مسئولیت برخورد مستقیم با افراد آسیب دیده با پدیده فرسودگی شغلی همپوشانی دارد و این موضوع در محیط‌های کلینیکی در روانشناسی و پزشکی روان‌تنی نیز از منظر «مراقبت‌های پیشگیرانه» و «مداخله زودهنگام» مورد بحث قرار می‌گیرد.

بنابراین، از دیدگاه روانشناختی و پزشکیِ پیشگیرانه، طبقه‌بندی «سندرم فرسودگی شغلی» نه به عنوان یک «تشخیص رسمی» بلکه به عنوان یک «پدیده روانشناختی و شغلی که نیاز به توجه از دیدگاه حرفه‌ای دارد» و فراهم کردن «فرصتی برای خوانندگان (مُراجعان و کارمندان و کارگران) جهت درک وضعیت جسمی و روانی خود و بررسی نحوه پاسخگویی از اهمیت بالایی برخوردار است.

فرسودگی شغلی شاخصی از وضعیت افزایش خطر جسمی و روانی، از جمله سبک کار، سبک زندگی و واکنش به استرس است.

اگر احساس می‌کنید نمی‌توانید از شر خستگی‌تان خلاص شوید، کارتان دیگر برایتان لذت‌بخش نیست، نمی‌توانید تمرکز کنید و اشتباهات بیشتری مرتکب می‌شوید، یا از نظر جسمی احساس خوبی ندارید، این‌ها ممکن است نشانه‌های فرسودگی شغلی باشند.
در چنین مواردی، باید به دنبال تشخیص حرفه‌ای یا پشتیبانی روانشناختی یا پزشکیِ روان‌تنی باشید، با محل کار یا بخش بهداشت صنعتی خود هماهنگ شوید و سبک کاری خود را دوباره بررسی کنید.

تفاوت بین فرسودگی شغلی و افسردگی

فرسودگی شغلی و افسردگی از چندین جهت با هم تفاوت دارند. فرسودگی شغلی در درجه اول ناشی از استرس مربوط به کار و روابط بین فردی است و با احساس خستگی عاطفی و بی‌حالی مشخص می‌شود. این مشکل به ویژه در بین افرادی که مسئولیت‌های سنگینی دارند و کسانی که در حوزه‌ی خدمات درمانی کار می‌کنند، شایع است. از سوی دیگر، افسردگی با خلق و خوی پایین مداوم، حس قوی انکار خود و ناامیدی و تمایل به سرزنش خود همراه است.
فرسودگی شغلی اغلب با بهبود محیط کار و استراحت قابل درمان است، اما افسردگی نیاز به درمان حرفه‌ای دارد.

تفاوت بین فرسودگی شغلی و اختلال سازگاری
فرسودگی شغلی و اختلال سازگاری، شرایط روانی مرتبط با استرس هستند، اما تفاوت‌هایی بین آنها وجود دارد.
فرسودگی شغلی در درجه اول ناشی از استرس بیش از حد ناشی از کار و روابط بین فردی است و با احساس خستگی عاطفی و بی‌حالی مشخص می‌شود.
از سوی دیگر، اختلال سازگاری شرایطی است که در آن فرد قادر به سازگاری با عوامل استرس‌زای خاص (مانند تغییر شغل یا تغییر در روابط) نیست و در نتیجه احساس افسردگی و اضطراب ایجاد می‌کند. اختلال سازگاری علت مشخصی دارد و با تغییر محیط می‌توان انتظار بهبود داشت، اما فرسودگی شغلی نیاز به بهبودی طولانی مدت از استرس مرتبط با کار دارد.

علل فرسودگی شغلی
علل اصلی فرسودگی شغلی را می‌توان به عوامل شخصی و محیطی تقسیم کرد. عوامل شخصی شامل کمال‌گرایی، احساس مسئولیت بالا و انتظارات بالا از خود است. افرادی که این ویژگی‌ها را دارند، فشار بیش از حدی به خود وارد می‌کنند و آنها را بیشتر مستعد تجمع استرس می‌کند.
از سوی دیگر، عوامل محیطی شامل ساعات کاری طولانی، سهمیه‌بندی‌های سختگیرانه و ساعات کاری نامنظم است.
به ویژه، در شغل‌های خدماتی، حسابداری، حِرَف یاورانه و مرتبط با بهداشت روان، که روابط با اعداد و ارقام و مراجعان و افراد آسیب‌پذیر مهم است، احتمالاً فرسودگی عاطفی زیاد است. ترکیب این عوامل خطر فرسودگی شغلی را افزایش می‌دهد.

برخی از ویژگی‌های افرادی که مستعد فرسودگی شغلی هستند عبارتند از:

حس مسئولیت پذیری قوی
عدم انعطاف و سخت‌کوشی در کار
کمال‌گرایی (طرحواره معیارهای سختگیرانه)
فداکاری (طرحواره ایثار)
اولویت قرار دادن دیگران برای برآورده کردن انتظارات آنها
مواجهه با استرسورهای زیاد
تمایل به ادامه کار سخت حتی در مواقع استرس
اولویت دادن به کار نسبت به زندگی شخصی
ساعات کاری طولانی
کار در محیطی با ساعات کاری نامنظم یا ساعات کاری طولانی
و ..

علائم فرسودگی شغلی عبارتند از:

نداشتن شور و شوق و انرژی برای کار
سرد شدن نسبت به دیگران
از دست دادن حس همدلی با دیگران
کاهش قابل توجه رضایت از عملکرد کاری
حواس‌پرتی (مشکل در انجام کار)
احساس خستگی بیشتر هنگام بیدار شدن از خواب
رفتن به سر کار دشوار می‌شود (شما شروع به اجتناب از رفتن به سر کار می‌کنید)
از دست دادن علاقه به کار
حساسیت بیش از حد روی چیزهای کوچک
کاهش ارتباط با دیگران و احساس انزوا
احساسات منفی در مورد توانایی‌ها و ارزش‌های خود
ممکن است ناراحتی‌های جسمی مانند سردرد و مشکلات گوارشی رخ دهد

درمان فرسودگی شغلی
درمان فرسودگی شغلی در درجه اول شامل دارو و روان درمانی است.
داروها ممکن است شامل داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب باشند که می‌توانند به کاهش علائم و تسکین خستگی ذهنی کمک کنند. تجویز داروی مناسب به ویژه در صورت وجود یک بیماری همزمان مانند افسردگی بسیار مهم است.
استراحت کافی برای جلوگیری از فرسودگی شغلی ضروری است. به طور خاص، خواب با کیفیت خوب می‌تواند به شما در بهبودی از خستگی ذهنی و جسمی کمک کند. همچنین مهم است که به طور منظم به سرگرمی‌ها یا ورزش بپردازید تا خلق و خوی خود را تغییر دهید. گذراندن وقت از کار می‌تواند به کاهش استرس و شارژ مجدد انرژی شما کمک کند.

درمان شناختی رفتاری نوعی مؤثر از درمان روانشناختی است؛ که در این روش با بررسی الگوهای فکری شما، نحوه برخورد شما با استرس را بهبود می‌بخشد.
استراحت، تفریح و تجدید قوای کافی نیز ضروری است و توصیه می‌شود که ذهن و بدن خود را از طریق سرگرمی و ورزش مجدداً تنظیم کنید. بررسی محیط اطراف و تقویت سیستم حمایتی شما نیز به بهبودی کمک می‌کند.

بهبودی از فرسودگی شغلی چقدر طول می‌کشد؟
دوره بهبودی از فرسودگی شغلی بسته به شدت علائم و تفاوت‌های فردی متفاوت است. در موارد خفیف، با استراحت کافی می‌توان انتظار بهبودی در حدود ۱ تا ۲ هفته را داشت. در موارد متوسط، ممکن است چندین ماه طول بکشد و مرخصی طولانی مدت توصیه می‌شود. در موارد شدید، بهبودی ممکن است بیش از یک سال طول بکشد و نیاز به مراقبت‌های تخصصی دارد. به طور کلی گفته می‌شود که بهبودی از فرسودگی شغلی بین ۵ تا ۵۰ هفته طول می‌کشد. مهم است که در بهبودی عجله نکنید و با سرعت خودتان پیش بروید.

مدیریت استرس

یادگیری نحوه مدیریت استرس روزانه نیز مؤثر است. به طور خاص، ترکیب تکنیک‌های آرامش‌بخش مانند تنفس عمیق، مدیتیشن و ذهن آگاهی می‌تواند به تثبیت ذهن شما کمک کند. علاوه بر این، توجه به احساسات و هیجانات و وضعیت جسمی خود و مقابله زودهنگام با آنها می‌تواند خطر فرسودگی شغلی را کاهش دهد.

بهبود محیط کار

همچنین بررسی محیط کار مهم است. لازم است بررسی شود که آیا حجم کار و تعیین هدف بیش از حد است یا خیر و سیستمی برای جلوگیری از بارهای اضافی ایجاد شود. همچنین برگزاری جلسات منظم و تک به تک با مافوق برای بهبود ارتباطات و تقویت سیستم پشتیبانی مؤثر است. این امر باعث کاهش احساس انزوا و استرس در محیط کار می‌شود.

یک زندگی متعادل

مهم است که از تعادل بین کار و زندگی خصوصی آگاه باشید و زمان‌های استراحت و فعالیت‌های تفریحی مناسبی را در نظر بگیرید. به طور خاص، با دوری از پیام‌ها و تماس‌های تلفنی مرتبط با کار در خارج از ساعات کاری و ارزش قائل شدن برای وقت خود، می‌توانید ذهن و بدن خود را تازه کنید. همچنین یک رژیم غذایی سالم و ارتباط با دوستان و ایجاد دایره‌ی عاطفی و حمایتی به حفظ سلامت جسمی و روانی شما کمک می‌کند.

Citable sources

Maslach C, Jackson SE, Leiter MP (1996). "MBI: The Maslach Burnout Inventory: Manual". Palo Alto: Consulting Psychologists Press.

Maslach C, Jackson SE (1981). "The measurement of experienced burnout". Journal of Occupational Behaviour. 2 (2): 99–113. doi:10.1002/job.4030020205. S2CID 53003646.

Kristensen TS, Borritz M, Villadsen E, Christensen KB (2005). "The Copenhagen Burnout Inventory: A new tool for the assessment of burnout". Work & Stress. 19 (3): 192–207. doi:10.1080/02678370500297720. S2CID 146576094.

"Burn-out an "occupational phenomenon": International Classification of Diseases". www.who.int. Retrieved 2023-11-09.

Bianchi, R., & Schonfeld, I. S. (2023). Examining the evidence base for burnout. Bulletin of the World Health Organization, 101(11), 743–745. doi:10.2471/BLT.23.289996

Maslach C, Jackson SE, Leiter MP. Maslach Burnout Inventory Manual (4th ed.). Menlo Park: Mind Garden, 2016.

Lastovkova A, Carder M, Rasmussen HM, Sjoberg L, Groene GJ, Sauni R, et al. (April 2018). "Burnout syndrome as an occupational disease in the European Union: an exploratory study". Industrial Health. 56 (2): 160–165. Bibcode:2018IndHe..56..160L. doi:10.2486/indhealth.2017-0132. PMC 5889935. PMID 29109358. In 9 countries (Denmark, Estonia, France, Hungary, Latvia, Netherlands, Portugal, and Slovakia) burnout syndrome may be acknowledged as an occupational disease. [emphasis added]

van Dam A (2021-09-03). "A clinical perspective on burnout: diagnosis, classification, and treatment of clinical burnout". European Journal of Work and Organizational Psychology. 30 (5): 732–741. doi:10.1080/1359432X.2021.1948400. ISSN 1359-432X. S2CID 237829018.

Schonfeld, I. S., & Bianchi, R. (2025). Breaking point: Job stress, occupational depression, and the myth of burnout. John Wiley. ISBN 978-1-394-24949-7

Kaschka WP, Korczak D, Broich K (November 2011). "Burnout: a fashionable diagnosis". Deutsches Ärzteblatt International. 108 (46): 781–787. doi:10.3238/arztebl.2011.0781. PMC 3230825. PMID 22163259.


برچسب‌ها: علیرضا اعتمادی, روانشناس, کرج
+ نوشته شده در 2026/2/13ساعت توسط علیرضا اعتمادی |