معمولا وقتی به خشونت خانگی فکر می‌کنیم، عموماً خشونت فیزیکی مانند کتک‌کاری یا آسیب فیزیکی را تصور می‌کنیم؛ اما کارها و رفتارهایی که باعث آسیب اقتصادی و عاطفی می‌شوند نیز نوعی خشونت خانگی محسوب می‌شوند.

یکی از این خشونت های خانگی، خشونت اقتصادی است.

در این خشونت خانگی-اقتصادی یکی از زوجین با محروم کردن دیگری از پول و آزادی مالی، او را تحت سلطه و کنترل خود قرار می‌دهد.

نمونه‌هایی از این نوع خشونت شامل: عدم تأمین هزینه‌های زندگی یا تأمین مبالغ بسیار ناچیز، عدم افشای وضعیت مالی خانوار، ممنوعیت یا محدود کردن کار و عدم تأمین پولِ در اختیارِ فرد است.

خشونت اقتصادی، رفتاری کنترل‌گرانه و هدفمندی است که علیه‌ اعضای خانواده، شریک زندگی، کارمندان و دیگر افراد به منظور وابستگی و تحمیل اجبار بر آنان صورت می گیرد.

این نوع خشونت با ایجاد بی ثباتی اقتصادی و مختل کردن دسترسی افراد به پول و چیزهایی که می توان با پول خرید، آزادی افراد را محدود کرده و دسترسی به امنیت اقتصادی را برای آنان دشوار می کند.

اصطلاح خشونت اقتصادی به طوره ویژه به عملی اشاره دارد که طی آن کسی را از آزادی مالی محروم می‌کنند و او را در تنگنای مالی قرار می‌دهند، مانند عدم تأمین هزینه‌های زندگی او یا عدم اجازه کار کردن به او حتی با وجود توانایی‌اش برای انجام کار.

افرادی که با این نوع از خشونت روبرو می شوند، در کنترلِ فردِ خشن محصور می شوند، به گونه ای که با هر گونه مقاومت بیشتر، با آسیب پذیری بیشتر مواجه می شوند.

خشونت اقتصادی ارتباط نزدیکی هم با شخصیت منفعل-پرخاشگر دارد.

شخصیت منفعل-پرخاشگر حکایت از تثبیتِ رفتارهایی دارد که خشم و عصبانیت را به شکل مستقیم و واضح بروز نمی دهد.

بلکه به شکل های کار شکنی، قهر کردن، غیبت کردن، ایرادگیری و مخالفت و همین خشونت اقتصادی نشان می دهد.


برچسب‌ها: علیرضا اعتمادی, روانشناسی, خشونت, اقتصادی
+ نوشته شده در 2025/12/4ساعت توسط علیرضا اعتمادی |